قدرت پول خرد

قدرت پول خرد - قسمت اول

شاید خیلی از کسانیکه بحث پس انداز رو با اونها میکنم، اعلام میکنن که حقوق ما حقوق کمی هست و نمیتونیم پس اندازی ازش داشته باشیم یا میزان پس اندازی که میخوایم انجام بدیم اونقدر کمه که نمیشه باهاش کاری کرد یا سرمایه گذاری داشت. خوب من به اونها میگم که شما قدرت پول خرد رو درک نمیکنید! از قدیم هم شنیدین که آدمهای پولدار، حساب یه دونه سکه شون رو هم دارن.

میخوام یه داستانی رو در مورد خودم تعریف کنم که یه تجربه شخصی بوده که البته به صورت معکوس بوده یعنی خرج کردن پول.
یادمه که یه مقداری پول نقد داشتم که میزانش در زمان خودش کم هم نبود، به صورت اسکناسهای دوهزار تومانی نو و خشک! توی جیب بغل کتم گذاشته بودم و خیلی حس خوبی هم داشت. هر جایی که میرفتم خیلی راحت دست میکردم توو جیب بغل کتم و یه دوهزار تومانی یا دوتا بیرون میکشیدم و پرداخت میکردم و خیلی با اطمینان که این پوله همیشه هست. هر از گاهی هم فقط دست میزدم از روی کت به جیبم و حس پر بودنش رو داشتم. توی یه مدت خیلی کوتاه اتفاقا، جایی برای پرداخت دست کردم تو جیب کت و دیدم که هیچی نیست! یادمه که خشکم زده بود یعنی باورم نمیشد که اون مقدار پول در اون زمان کوتاه با همین خرج ریزه ریزه یدونه دوتا سه تا، آب شده بود و هیچی ازش نمونده بود. این خرج ریزه ریزه هست اون چیزی که به چشم ما نمیاد. جمع کردن ریزه ریزه هم همینه.

پس انداز ریزه ریزه هم به چشم ما نمیاد برای اینکه ما قدرت پول خرد رو درک نمی کنیم. نمیدونیم که یه پول خرد مثلا 13هزار تومان با یه28هزار تومان که چیزی نیست که. ولی یهو میشه 41هزار تومان. همین بعدا میشه یه عرضه اولیه در بورس و بعد از دو سه ماه میشه 150 تا 200 هزار تومان! همینجور ریزه ریزه های دیگه که یهو یه سرمایه اولیه رو برای ما درست میکنه.

وقتی عددهای خرد با هم جمع میشن، به طور باور نکردنی عدد بزرگی میشن